هرگاه خدا بنده ای را دوست بدارد، او را ازدنیا می پرهیزاند، همان گونه که یکی از شما بیمار خود را ازآب می پرهیزاند . [.رسول خدا صلی الله علیه و آله]
درد دلهای یک غریب غریبه
خدا هم غریبه!!!
  • نویسنده : غریب غریبه:: 86/5/22:: 12:17 عصر
  • شنبه شب یه جایی عروسی دعوت بودیم.

    مذهبی بودن احتمال نمی دادم که برنامه گناهی داشته باشن. وقتی رفتیم ساکت بود. خیلی خوشحال شدم. یه کم که گذشت دیدم صدای نوار بلند شد. انگار ارگستر داشتن. بعد هم رقص و چه رقص هایی. اونم از کی؟ از کسایی که اگه بیرون ببینیشون می گی امامزاده ان.

    سریع بلند شدم که بیام بیرون. جلوم رو گرفتن، نذاشتن، به این توجیه که صله رحمه ایراد نداره، بستگی به خودت داره که تو گناه نیفتی،ادم با یه مداحی هم می تونه به گناه بیفته. خلاصه همه این حرفا رو هم از کسی می شنیدم که اصلا باور نمی شد چنین منطقی داشته باشه.

    چون اخرای مراسم رفته بودیم، تو همین فاصله بحث ما دو تا مراسم تموم شد. به محض تموم شدن مراسم سریع خودم رو از اون جمع انداختم بیرون و تنها چیزی که به ذهنم اومد اینکه: خدا چقدر غریبه!!!


    نظرات شما ()
    ---------------------------------------------------
    لیست کل یادداشت های این وبلاگ
    ---------------------------------------------------
     RSS 
    خانه
    ایمیل
    شناسنامه
    مدیریت وبلاگ
    کل بازدید : 10674
    بازدید امروز : 7
    بازدید دیروز : 0
    ............. بایگانی.............
    کنج خلوت خونه
    پاییز 1386
    تابستان 1386

    ..........حضور و غیاب ..........
    یــــاهـو
    ........... درباره خودم ..........
    درد دلهای یک غریب غریبه
    غریب غریبه

    .......... لوگوی خودم ........
    درد دلهای یک غریب غریبه
    .......لوگوی دوستان ........

    ............. اشتراک.............
     
    ............ طراح قالب...........