بااین که می دونم اینجا کسی نمیاد و عین دنیای واقعیم خودم هستم و خودم.
خودم باید با خودم حرف بزنم، خودم با خودم درد دل کنم، خودم با خودم ...
هی!
اما حالا خودم با خودم مشورت می کنم. کسی هم وارد این خلوت شد خوشحال می شم نظرش رو بدونم.
به نظرتون خوبه ادم بی خیال همه چیز بشه؟
رو خودش کار کنه که هیچ چیز هیچ چیز براش مهم نباشه؟
یه جورایی خوبه اما یه جورایی...
دیگه هیچ چیز براش مهم نیست.
کی دلخور بشه، کی دل خوره نشه، بی احترامی نشه، دلش نشکنه و ...
جهنم، واسه هیشکی که مهم نیستم بزار هیچ کس واسه منم مهم نباشه.
نهایت معدود ادمایی که زنده بودم و زندگانیم براشون مهمه شاید برام مهم باشن.
یک عمر با همه در نهایت ادب و احترام برخورد کردم. حتی هیچ دفعه نذاشتم ابدارچی ادارمون برام چایی بیاره،چون بزرگتره بود،چون محاسنش سفید بود، چون جای بابام بود خجالت می کشیدم...
اما کی الان یه جو برام احترام قائله. هنوز می خوان سر به تنم نباشه که کسی بخواد برام احترام قائل باشه.
امتحانه!!!!!!!!!!!!! نه؟ من برای اینجور زندگی خودم رو اماده نکردم پس خدا باید اینجور امتحانم کنه!!!!!!!!!!!!! مگه نه؟
گور پدر همه چیز!
در زندگی بارون نباش که فکر کنند با منت خود تو به شیشه می کوبی ابر باش تا منتظرت باشن که بباری