فرمان خدا را بر پا ندارد جز کسى که در حق مدارا نکند و خود را خوار نسازد و پى طمعها نتازد . [نهج البلاغه]
درد دلهای یک غریب غریبه
همین!
  • نویسنده : غریب غریبه:: 86/4/19:: 1:17 صبح
  • هی!

    خیلی جالبه! همه حرف ها و سخنرانی هاشون مال دیگرانه، به خودشون که می رسه کاش حداقل یادشون بود چه حرف هایی به دیگران زدن حداقل جلو دیگران ابرو داری کنن.

    نمونش یه مدت پیش به یکی گفتم باید باهات حرف بزنم، یک سری مشکل دارم که باید برام حل کنی،‏اگه حل نکنی وضعیتم از اینکه هست بدتر می شه. گفت باشه...

    ساعت ها باهاش حرف زدم و صادقانه خیلی از حرف ها رو بدون اینکه کوچکترین دلهره ای در مورد چیزی داشته باشم باهاش در میون گذاشتم.

    گام اول این بود که آرومم کرد و توجیهم کرد که اینا همش امتحانه و باید تحمل کنی و باهاش کنار بیای چون که خدا می خواد اینجوری امتحانت کنه. اینقدر قشنگ حرف می زد که تو اون لحظه تمام مشکلات رو حل شده می دیدم و واقعا از همون لحظه داشتم بنیان یک زندگی نو و جدیدی رو برای خودم پایه گذاری می کردم.

    اما کاش حرفا به همین جا تموم شده بود.

    کاش یه طوری می شد و حرفا ادامه پیدا نمی کرد.

    وقتی که علت کارای خودش رو ازش خواستم: جوابم این بود که:‏چون فلانی این کار رو کرده منم این کار رو کرده. چون اینحوری شده من اینجوری می کنم. چون...

    دنیا رو سرم خراب شد. همین!

    از امتحانی که براش برگزار کرده بودم مردود شد. همین!

    حرف هایی که در نهایت صداقت بهش زدم رو چوب کرد زد تو سر خودم. همین!


    نظرات شما ()
    ---------------------------------------------------
    لیست کل یادداشت های این وبلاگ
    ---------------------------------------------------
     RSS 
    خانه
    ایمیل
    شناسنامه
    مدیریت وبلاگ
    کل بازدید : 10699
    بازدید امروز : 32
    بازدید دیروز : 0
    ............. بایگانی.............
    کنج خلوت خونه
    پاییز 1386
    تابستان 1386

    ..........حضور و غیاب ..........
    یــــاهـو
    ........... درباره خودم ..........
    درد دلهای یک غریب غریبه
    غریب غریبه

    .......... لوگوی خودم ........
    درد دلهای یک غریب غریبه
    .......لوگوی دوستان ........

    ............. اشتراک.............
     
    ............ طراح قالب...........